چکيده
حق دفاع از مقدسترين حقوق انساني است كه موجب تضمين حقوق و آزادي هاي فردي است. در واقع شناسايي حق دفاع براي افراد جامعه در مقابل تجاوز به حقوق و آزادي هاي فردي ضرورتي غير قابل انكار است. براي اينكه حق دفاع در مفهوم عميق و گسترده آن، استخدام قوه استدلال و بيان با استفاده از ابزارهاي قانوني به منظور رفع اتهامات انتسابي به افراد نزد مقامات قضايي است.
حفظ نظم و دفاع از حقوق جامعه همه جا، با حمايت از حقوق متهم محدود و متوازن مي گردد و دفاع از منافع جامعه نبايد منجر به ناديده گرفتن حقوق متهمان گردد. وقتي فردي متهم به ارتكاب جرمي مي شود وي در معرض خطر محروميت از آزادي و ديگر تحريمات قرار مي گيرد.
حقوق دفاعي متهم امروزه به عنوان يكي از اصول مهم در محاكمه منصفانه، در اسناد بين المللي و منطقه اي و همچنين قوانين و مقررات كشورها مطرح و مورد حمايت واقع مي گردد. اين حق در اساسنامه دادگاه كيفري بين المللي نيز مورد توجه قرار گرفته و حقوقي از جمله فرض بيگناهي (اصل برائت)، حق سكوت، حق داشتن وكيل مدافع، ممنوعيت اقرار اجباري و ... را براي متهم در رسيدگي به اتهام وي در يك محاكمه منصفانه تعيين نموده است. به عبارتي حق دادرسي عادلانه تضميني است در جهت اطمينان بخشيدن به اينكه افراد به صورت غير قانوني و ناعادلانه مجازات نمي شوند و حقوق آنان رعايت مي گردد.
مقدمه
از زمان تصويب اعلاميه جهاني حقوق بشر حق دادرسي عادلانه به عنوان يك اصل مورد پذيرش جهاني، توسط دولت ها به رسميت شناخته شده و متعاقباً به عنوان يك عرف بين المللي در حقوق بين الملل براي كشورها لازم الاجرا گرديده است. حق دادرسي عادلانه مشتمل بر مجموعه اصول و قواعدي است كه نحوه رفتار با يك فرد را در برابر دادگاه در مراحل مختلف آن مشخص مي كند. لذا در ارزيابي كم و كيف رعايت حقوق افراد در دستگاه قضايي، كمك شاياني مي تواند بنمايد. حقوق دفاعي متهم كه امروزه به عنوان جزء لاينفك محاكمه منصفانه در اسناد بين المللي و منطقه اي حقوق بشر، در قوانين و مقررات داخلي كشورها مطرح و مورد حمايت واقع شده
است؛ به طور اجمالي عبارت است از مجموعه امتيازات و امكاناتي كه در يك دادرسي منصفانه لازم است كه متهم از آن برخوردار باشد، تا بتواند در مقابل ادعايي كه برخلاف فرض برائت عليه او مطرح شده در شرايطي آزاد و انساني از خود دفاع كند (اميدي، 1383،225). از لحاظ تاريخي شايد بتوان ملاحظات نظري و سوابق اجرايي برخي از اين تدابير و امتيازات را در گذشته مورد بررسي قرار داد و شواهدي از وجود آنها را در نظام حقوقي روم به دست آورد ولي اقبال عمومي پذيرش رسمي از اين امتيازات را در سطح داخلي نهايتاً از نيمه دوم قرن هيجدهم و صدور اعلاميه حقوق بشر و شهروند فرانسه در 1789، همچنين در سطح بين المللي از تاريخ تصويب منشور ملل متحد در سال 1945 ملاحظه كرد. از نيمه دوم قرن هيجدهم تا سال هاي پاياني نيمه دوم قرن بيستم برخي از اعلاميه ها و قوانين داخلي كشورها نظير اعلاميه حقوق امريكا (1774) و قانون اساسي (1776) اين كشور، اعلاميه حقوق بشر و شهروند فرانسه در 1789، قانون اساسي 1795 و قانون آئين دادرسي كيفري 1808 اين كشور بعضي از حقوق متهم و معيارهاي محاكمه منصفانه را به رسميت شناخته و بر ضرورت رعايت آنها تأكيد كرده بودند (زلمن، 1379،15). تحول اساسي در زمينه حقوق دفاعي متهم زماني روي داد كه جامعه جهاني خود را وارث نقض گسترده حقوق انساني افراد در جريان جنگ جهاني دوم ديد و انگيزه هاي پرداختن به اين حقوق به عنوان واكنشي در برابر آنچه در جريان جنگ روي داده بود برانگيخته شد. منشور ملل با آوردن فرد به عرصه حقوق بين الملل و قرار دادن او در كانون توجه جهاني راه را به روي انبوهي از اسناد و اعلاميه ملي، منطقه اي و بين المللي باز كرد. در سال 1948 به موجب قطعنامه اي كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد موظف به تهيه پيش نويس اساسنامه ائي براي تشكيل يك دادگاه كيفري بين المللي گرديد و پنجاه سال بعد در سال 1998 در مقر سازمان غذا و كشاورزي سازمان ملل متحد در شهر رم 120 كشور از مجموع 160 كشور شركت كننده در كنفرانس ديپلماتيك رم اساسنامه دادگاه كيفري بين المللي را امضاء نمودند. اين اساسنامه متشكل از 13 فصل و 128 ماده مي باشد (موسوي فرد، 1387، 13).
اين مقاله شامل دو گفتار مي باشد. حقوق دفاعي متهم قبل از محاكمه در اساسنامه دادگاه كيفري (گفتار اول) و حقوق دفاعي متهم در دوران محاكمه در اساسنامه دادگاه كيفري بين المللي (گفتار دوم).
گفتار اول: حقوق متهم قبل از محاكمه در اساسنامه دادگاه كيفري بين المللي I.C.C
1. حق جبران خسارت در خصوص دستگيري يا بازداشت غير قانوني
علي رغم اصل برائت و به منظور حفظ نظم اجتماعي و اعمال عدالت كيفري دستگاه قضايي در موارد عديده به بازداشت بسياري از متهمين – يعني كساني كه هنوز بزهكاري آنان مسلم نيست – مبادرت مي ورزد. هرگاه اين قبيل متهمين در دادگاه به مدتي بيشتر يا معادل آنچه كه در بازداشت موقت به سربرده اند محكوم گردند شايد بتوان پذيرفت كه توقيف هاي مذكور موجهاً به عمل آمده و عمل دستگاه عدالت را به نحوي از انحاء توجيه نمود. ليكن مشكل وقتي ايجاد مي گردد كه شخص پس از گذراندن هفته ها، ماه ها و گاهي سال ها در زندان، سرانجام به جزاي نقدي و يا به مدتي كمتر از آنچه در بازداشت بوده است محكوم و يا حتي به كلي تبرئه مي گردد.
مع الوصف هنگامي كه از نقطه نظر حفظ حقوق متهم اين قبيل بازداشت ها را مطالعه مي كنيم اين سوال مطرح مي گردد كه جامعه در قبال متهميني كه پس از گذراندن مدتي در زندان، تبرئه مي گردند چه تكليفي دارد؟ آيا
بايستي سال هايي كه متهم در زندان به سر برده را امري عادي تلقي نمود و به گشودن در زندان به روي وي اكتفاء نمود، يا برعكس براي جبران خسارت از اين قبيل بي گناهان به دنبال راه حلي منطقي و عادلانه گشت.
علي رغم مطالب فوق مسئله جبران خسارت از بي گناهان در اكثر كشورهاي جهان در قرن نوزدهم و نيمه اول قرن بيستم به سكوت برگزارشده و در قوانين موضوعه اكثر كشورها مقرراتي در اين زمينه وضع نگرديده است. علت اين امر آن است كه به نظر مخالفين جبران خسارت متهميني كه تبرئه شده و يا قرار منع تعقيب آنان صادر گرديده از يك سو با برخي از قواعد حقوقي مغايرت دارد و از سوي ديگر مسئله مسئوليت دولت را مطرح مي سازد (آشوري، 1376،31-33).
هر فردي كه قرباني دستگيري يا بازداشت غير قانوني شده است داراي حق لازم الاجرايي براي جبران خسارت شامل پرداخت غرامت مي باشد. بند يك ماده 58 اساسنامه دادگاه كيفري بين المللي مقرر نموده است كه: «هر زمان پس از شروع به تحقيق و پس از وصول درخواست دادستان، شعبه مقدماتي با بررسي درخواست وي و ادله يا ساير اطلاعاتي كه توسط مقام مذكور ارائه شده دستور بازداشت شخص را صادر مي كند».
حق جبران خسارت نسبت به افرادي كه بازداشت يا دستگيري آنها، حقوق داخلي يا استانداردهاي بين المللي را نقض كرده لازم الاجراست. به عبارتي تشريفات رسيدگي براي اعمال و اجرايي اين حق مشخص نيست و اغلب توسط افرادي كه در دادگاه و عليه دولت يا عليه ارگان و فرد مسئول بازداشت غير قانوني اقامه مي كنند اعمال و اجرا مي شود. همچنين در جايي كه عدم اجراي عدالت ناشي از نقض حقوق بشر است سازمان عفو بين الملل معتقد است قرباني علاوه بر جبران خسارت مزبور، حق بهره مندي از ديگر اشكال جبران خسارت از جمله تضمين عدم تكرار، اعاده حيثيت، رضايت و تضمينات اعاده وضعيت به حالت اول را دارد (طه و اشرافي، 1386، 83-84).
2. حق محاكمه در زمان معقول و مناسب يا آزادي از بازداشت
هر متهم به جرم كيفري كه بازداشت مي شود حق دارد در يك زمان مناسب محاكمه شود و چنانچه در يك زمان معقول و مناسب به دادگاه آورده نشود حق دارد كه تا زمان شروع محاكمه آزاد باشد چرا كه فرد در بازداشت قبل از محاكمه داراي حقوقي مي باشد از جمله اينكه پرونده او در اولويت قرار گيرد، همچنين به پرونده او با فوريت رسيدگي شود تا از اطاله دادرسي غير موجه رنج نبرد و دلايل و شواهد از بين نرفته و يا كاهش نيابد. گفتني است آزادي از بازداشت قبل از محاكمه به اين دليل كه محاكمه در يك زمان معقول و مناسب شروع نشده، بدين معنا نيست كه فرد مبري از اتهام گرديده است بلكه او صرفاً تا زمان شروع محاكمه آزاد مي شود. به عبارتي بررسي زمان معقول نگهداري فرد در بازداشت قبل از محاكمه بستگي به پيچيدگي پرونده، ماهيت جرم و تعدد مجرمين دارد. بند 4 ماده 60 اساسنامه دادگاه كيفري بين المللي مقرر نموده كه: «شعبه مقدماتي بايد اطمينان حاصل نمايد كه شخص بازداشت شده به جهت تأخير، ناموجه دادستان، مدت غير معقولي را قبل از محاكمه در بازداشت نباشد. اگر چنين تأخيري رخ دهد، دادگاه موظف است آزادي مطلق يا مشروط وي را مورد بررسي قرار دهد» (طه و اشرافي، 1386،84).
3. حق برخورداري از تسهيلات و زمان كافي براي تهيه دفاعيه
آنچه كه در يك محاكمه عادلانه اساسي و ضروري به نظر مي رسد اين است كه تمام متهمين به جرم كيفري به منظور تضمين هدفمند بودن حق دفاع بايد حق برخورداري از تسهيلات و زمان كافي براي دفاع را داشته باشند و اين حق جنبه مهم اصل اساسي «تساوي ابزار و امكانات» است. دفاع و تعقيب بايد به شيوه اي صورت بگيرد كه حق طرفين دعوا را در برخورداري از فرصت مساوي جهت آماده شدن و ارائه شكايت در طول روند رسيدگي تضمين نمايد.
حق برخورداري از تسهيلات و زمان كافي براي تهيه دفاعيه نسبت به متهم و وكلاء در تمام مراحل رسيدگي من جمله در دادگاه و مراحل تجديدنظرخواهي لازم الرعايه است. به موجب اين حق متهم بايد براي ارتباط محرمانه با وكيلش مجاز باشد خصوصاً اين حق مربوط به افرادي است كه در بازداشتگاه ها به سر مي برند. زمان كافي براي تهيه دفاعيه به ماهيت رسيدگي ها و اوضاع و احوال واقعي هر پرونده بستگي دارد و اين عوامل عبارتند از: امكان دسترسي متهم به دلايل و مدارك، وكيل خود و محدوديت هاي زماني قانوني، همچنين حق محاكمه شدن در زمان معقول بايد با حق برخورداري از زمان كافي جهت تهيه دفاعيه توازن داشته باشد. در اين خصوص شق ب بند يك ماده 67 اساسنامه دادگاه كيفري بين المللي نيز مقرر نموده كه «وقت كافي و امكانات لازم به او (متهم) داده شود تا دفاع خود را تدارك كند و آزادانه و محرمانه با وكيل مدافعي كه خود انتخاب مي كند ارتباط داشته باشد» (طه، 1386،91-94). بدينسان متهم براي تهيه دفاعيه و همچنين حق برخورداري از تسهيلات بايد به موارد ذيل نيز دسترسي داشته باشد:
3/1. حق دسترسي به اطلاعات
حق اطلاع، از حقوق بنيادي افراد در عصر حاضر است. حق آگاهي با كسب اطلاع از علل و جهات دستگيري پيش شرط ضروري هرگونه دفاع محسوب مي گردد. به ديگر سخن ارائه اطلاعات براي امكان اعتراض به غير قانوني بودن دستگيري يا بازداشت فرد اساسي است. بنابراين مظنون يا متهم پيش از شروع تحقيقات حق دارد بداند چرا و به كدام جرم متهم است. لازمه دفاع از اتهام مطروحه عليه شخص به عنوان متهم و يا دفاع از شكايت به عنوان شاكي، علم و آگاهي به اتهام و يا شكايت موضوع پرونده كيفري و ديگر اطلاعات مورد نياز است (رجبي، 1386،100). بند 2 ماده 67 اساسنامه دادگاه كيفري بين المللي ناظر به اين مورد است كه مقرر نموده: «علاوه بر موارد ديگري در اين اساسنامه راجع به ارائه مستندات به متهم مقرر شده، دادستان بايد به محض آنكه امكان پذير شد مستنداتي را كه در اختيار و يا تحت كنترل خود داشته و معتقد است كه مبين بي گناهي متهم است و يا مجرميت وي را تخفيف مي دهد و يا بر اعتبار مستندات بازجويي تأثير مي گذارد، به متهم ارائه دهد. در صورت ترديد در شمول يا عدم شمول اين بند اتخاذ تصميم با دادگاه خواهد بود».
3/2. حق آگاه شدن از اتهامات
هر فردي كه دستگير يا بازداشت مي شود بايد فوراً از دلايلي كه موجب محروميت از آزاديش شده مطلع شود. هدف اصلي از الزام آگاه كردن اين است كه فرد بازداشت شده بتواند به اعتبار بازداشت، از لحاظ قانوني اعتراض كند. بنابراين دلايل ارائه شده بايد مشخص بوده و شامل توضيح واضحي از اساس قانوني و واقعي بودن دستگيري يا بازداشت باشد. به عبارتي حق اطلاع متهم از اتهام وارده و دلايل آن، احترام به حق دفاع او و برقراري موازنه ميان او و مدعي به حساب مي آيد؛ زيرا جهل و عدم اطلاع متهم از اتهام انتسابي و دلايل آن موجب تضييع
حق دفاع و آزادي هاي فردي او مي شود (رجبي، 1386، 101). شق الف بند يك ماده 67 اساسنامه دادگاه كيفري بين المللي مقرر نموده كه: «به زباني كه متهم كاملاً درك كرده و با آن صحبت مي كند فوراً و دقيقاً از ماهيت، سبب و محتواي اتهام مطلع شود».
قوانين ايران نيز به فرد زنداني حق مي دهد تا از اتهامات خود و دلايل دستگيري در اسرع وقت اطلاع يابد. اين قصد قانونگذار در وضع قوانين مربوط به ارائه برگ جلب هنگام دستگيري، به حضور رسانيدن سريع متهم نزد مقام قضايي و تفهيم اتهام در اسرع وقت استنباط مي شود.
3/3. حق برخورداري از مترجم
هر متهم به جرم كيفري اگر زبان دادگاه را نفهمد يا صحبت نكند، حق دارد از مساعدت مترجم واجد صلاحيت و رايگان برخوردار باشد و همچنين حق دارد اسناد و مدارك او ترجمه شود. اگر متهم در صحبت كردن، فهميدن، خواندن زبان دادگاه مشكل داشته باشد،حق ترجمه و تفسير براي تضمين دادرسي عادلانه مهم و حياتي است. اين امور براي تضمين حق برخورداري از امكانات كافي جهت تهيه دفاعيه، اصل تساوي ابزار و امكانات و حق دادرسي عادلانه لازم و ضروري است. بدون هيچ مساعدتي، متهم ممكن است نتواند محاكمه را بفهمد و به طور كامل در جريان دادرسي قرار گيرد، و دفاعيه موثري را فراهم كند لذا حق ترجمه و دانستن زبان دادگاه و فهميدن يا صحبت كردن با آن پيش شرط اصلي حق دادرسي عادلانه و از حقوق دفاع متهم است به موجب شق و بند يك ماده 67 اساسنامه دادگاه كيفري بين المللي اگر رسيدگي ديوان و يا مداركي كه در محاكمه ارائه مي شود به زبان ديگري غير از زباني است كه متهم كاملاً درك كرده و صحبت مي كند، وي مي تواند به صورت رايگان از مساعدت مترجم كارآمد و همچنين ترجمه هايي كه در يك محاكمه منصفانه لازم است، بهره مند شود.
حق برخورداري از مترجم در تمامي مراحل دادرسي كيفري اعمال مي شود از جمله در طول بازجويي هاي پليس و تحقيقات اوليه، مترجم صرف نظر از نتيجه محاكمه بايد به صورت رايگان فراهم شود. شق الف بند يك ماده 67 اساسنامه دادگاه كيفري بين المللي مقرر نموده كه: «به زباني كه متهم كاملاً درك كرده و با آن صحبت مي كند فوراً و دقيقاً از ماهيت و سبب محتواي اتهام مطلع شود». حق داشتن مترجم بخش اصلي حق دفاع شخصي و حق داشتن زمان و امكانات كافي براي تهيه دفاعيه است. با اين وجود اگر متهم زبان دادگاه را به طور مناسبي صحبت مي كند يا مي فهمد اما ترجيح مي دهد زبان ديگري را صحبت كند، مقامات ملزم نيستند تا براي متهم، مترجم رايگان فراهم كنند (طه، اشرافي، 1386، 203-205).
4. حقوق دوران بازجويي
اهميت بازجويي و آثار ناشي از آن ايجاب مي كند كه متهم در پاسخ به پرسش هاي مقامات قضايي و انتظامي با احتياط، حزم و دورانديشي عمل كرده و به واسطه اظهارات نسنجيده موجبات گرفتاري خود را فراهم نكند. آگاهي متهم از اين نكته بسيار اساسي و موثر در سرنوشت قضايي اوست. اما اشخاص به ويژه هنگامي كه به عنوان متهم و آن هم بار اول نزد مقامات قضايي و انتظامي حاضر مي شوند، آنچنان از حالت روحي و رواني غير عادي و نگراني مخصوص برخوردارند كه قادر به درك جايگاه بازجويي و آثار و تبعات ناشي از آن نيستند و چنانچه هشدارهاي لازم قبل از انجام تحقيق به ايشان داده نشود، به احتمال زياد با اظهارات ناصواب موجب لطمه به آبرو و حيثيت، آزادي، مال و يا حتي جان خود مي شوند. بدين جهت عدم رعايت تشريفات قانوني در اعلام مواظبت در
اظهارات به متهم مي تواند حق دفاعي مناسب متهم را مختل نمايد (رجبي، 1386،106). متهمين يا مظنونين به جرايم كيفري، افرادي آسيب پذير هستند كه در معرض موارد نقض حقوق بشر از جمله شكنجه و ديگر رفتارهاي بي رحمانه و غير انساني در طول مراحل بازجويي و رسيدگي هاي كيفري قرار مي گيرند. مخصوصاً افرادي كه در بازداشتگاه ها به منظور بازجويي توسط مأمورين اجراي قانون نگهداري مي شوند، در معرض خطر هستند حقوق متعددي كه هدف از آن تضمين امنيت متهمين در طول بازجويي است وجود دارد كه به برخي از آن در ذيل اشاره مي گردد:
1/4. حق سكوت
حق سكوت متهم از زمره حقوق دفاعي او محسوب مي شود و عبارت است از امتناع و خودداري متهم از پاسخ دادن به سوالات ضابطين دادگستري و مقام قضايي در مورد اتهام مطروحه عليه اوست. عدم اعلام حق سكوت به متهم توسط ضابطين دادگستري ممكن است متهمي را كه آگاهي از موازين قانوني و حقوقي ندارد، ناچار به ذكر مطالبي به زيان خود كند. بي توجهي نسبت به رعايت چنين حقي نه تنها منجر به افزايش اختيارات ضابطين دادگستري در اخذ اقرار و اعتراف از متهم به شيوه هاي غير معمول و قانوني مي شود؛ بلكه حقوق متهم را به شدت در معرض تعرض و تضييع حق توسط ضابطين دادگستري قرار مي دهد (رجبي، 1386،110).
گفتني است كه اكثر نظام هاي دادرسي كيفري پذيرفته اند كه متهم حق دارد آزادانه از قدرت خود براي پاسخگويي يا امتناع از آن استفاده كند. به ديگر سخن قوانين كشورها، نيز يا مقررات صريحي در اين باره پيش بيني كرده اند يا رويه قضايي به تدريج چنين حقي را براي متهم نثبيت نموده است (اردبيلي، 1383،214).
درباره مباني اخلاقي و فلسفي حق سكوت متهم بسيار سخن گفته اند. آيا موازين اخلاقي به متهمي كه تحت بازجويي است اجازه مي دهد كه در پاسخ به سوالات مقاماتي كه در پي كشف حقيقت هستند سكوت اختيار كند و يا دروغ بگويد؟ آيا متهم در اين صورت اخلاقاً مرتكب تقصير نشده است؟ در نوشته هاي متشرعان و متكلمان مسيحي كه عقايد كليسا نيز بر آن مبتني است پاسخ مثبت است. توماس آكونياس قديس و پيروان او عقيده داشتند- متهم مكلف به بيان حقيقت است هرچندبه قيمت جان او تمام شود (اردبيلي، 1383،216). اما اخلاقگرايان امروزين با آنكه مي پذيرند متهم مي تواند براي فرار از چنگال عدالت بدون آنكه ضرري متوجه ديگري كند، از پاسخ به سوالات امتناع كند و يا به گونه اي پاسخ دهد كه او را گرفتار نكند، هيچ يك از آنان پاسخ دروغ را جايز نمي شمارند و آن را ذاتاً بد مي دانند (بكاريا، 1380،15).
واقعيت اين است كه اصولاً مواجه شدن متهم با شرايط بازجويي او را شديداً در معرض تهديد قرار مي دهد و حيثيت و شرافت و آزادي متهم شديداً به مخاطره مي افتد. مجرد ايراد اتهام سبب تزلزل روحي و احساس عدم امنيت مي گردد و بازداشت و سلب آزادي براي كسب اطلاعات اين تزلزل را در وجود متهم شديدتر مي كند. از اين رو، اين عقيده درست است كه دادسرا و متهم از لحاظ موقعيت در مقابل دستگاه قضايي داراي اقتدار مساوي نيستند. دادسرا از حمايت قواي عمومي برخوردار است در حالي كه متهم از چنين پشتوانه اي بهره مند نيست (خزاني، 1377،130). در خصوص رعايت حق سكوت كه از حقوق دفاعي متهم است شق ب بند 2 ماده 55 اساسنامه دادگاه كيفري بين المللي مقرر نموده: «در مواردي كه متهم در معرض بازجويي توسط دادستان دادگاه كيفري بين المللي قرار مي گيرد بايد از حق سكوت اگاه شود، بدون اينكه چنين سكوتي در تعيين گناهكار بودن يا
بي گناهي او مورد توجه قرار گيرد» همچنين شق ز بند 1 ماده 67 اساسنامه دادگاه مذكور اين مورد را مدنظر قرار داده است، حق سكوت در طول بازجويي از فرد بازداشت شده به اتهام جرائم كيفري، آسيب پذير است از آنجايي كه مأموران اجراي قانون حداكثر تلاش خود را مي كنند كه از فرد بازداشت شده اقرار يا اظهاراتي را دال بر مجرميتش اخذ نمايد و اعمال حق سكوت متهم اين تلاش ها را منتفي مي سازد. حق سكوت در بسياري از نظام هاي حقوق داخلي مقرر شده، هرچند در معاهدات بين المللي حقوق بشر اين حق صريحاً بيان نشده است (طه و اشرافي، 1386،103-101).
4/2. ممنوعيت اقرارهاي اجباري
گفتني است كه هدف از بازجويي متهم، كشف حقيقت است و نه تحمل خواسته هاي خود بر متهم. لذا بازجو يا قاضي بايد با طرح سوالات مفيد و روشن حقيقت را كشف كند و از توسل به روش هاي خلاف قاعده و قانون در اين مورد پرهيز كند. در فقه اماميه و نظر فقهاء در شرايط اقراركننده آمده است كه اقراركننده بايد عاقل، قاصد، مختار باشد. بنابراين اقرار مجنون و مكره به واسطه التزام به حديث رفع فاقد اعتبار شرعي است (شهيد ثاني، 33). با اين حال برخي فقهاي عامه شكنجه متهمان را براي اخذ اقرار توسط حكام و امراء جامعه اسلامي بلااشكال دانسته اند، لكن اين عمل را براي قضات شرعي منع كرده اند، اما فقهاي اماميه مطلق شكنجه اعم از جسمي يا روحي را براي كسب اقرار از متهم جايز ندانسته اند و اعتبار شرعي براي اقرار مزبور قايل نيستند (منتظري، 1367،571).
اصل 38 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مقرر مي دارد: «هرگونه شكنجه براي گرفتن اقرار و يا كسب اطلاع ممنوع است، اجبار اشخاص به شهادت، اقرار يا سوگند، مجاز نيست و چنين شهادت، اقرار يا سوگندي فاقد ارزش و اعتبار است» همچنين شيوه هايي از قبيل طولاني نمودن امر بازجويي و خسته كردن متهم بدون اينكه بين بازجويي به متهم فرصت تمدد اعصاب و استراحت داده شود، شكنجه روحي است و اقرار حاصله از آن فاقد ارزش قضايي و قانوني است (رجبي، 136،117).
در ديدگاه هاي مختلف، حتي اعمال مجازات هاي شديد، به معناي عدم منع شكنجه نبوده است و لذا تعجب آور نيست كه حتي نزد پيشگامان كيفري شكنجه سخت تقبيح شده و كوشش هاي زيادي به عمل آمده تا وجه فارقي ميان مجازات و شكنجه ايجاد كنند (نوربها،رضا،[. برای مشاهده لینکها در سایت عضو شوید]).
هيچ فرد متهم به جرم كيفري نبايد مجبور به اقرار به جرم يا شهادت عليه خود شود و اين حق ممنوعيت اقرارهاي اجباري در هر دو مرحله قبل و بعد از محاكمه لازم الرعايه است. شق الف بند يك ماده 55 اساسنامه دادگاه كيفري بين المللي مقرر نموده كه: «متهم نبايد اجبار به متهم ساختن خويش و يا اعتراف به ارتكاب جرم شوند».
همچنين كميته حقوق بشر اظهار نظر كرده است كه «اجبار براي ارائه اطلاعات، اجبار به اقرار، اخذ اقرار با شكنجه و ديگر رفتارهاي غير انساني همگي ممنوع است». بنابراين اغفال متهم در حين بازجويي و تحقيق ممنوع مي باشد و اقراري كه بدين صورت اخذ شود فاقد اعتبار است. شق ز بند يك ماده 67 اساسنامه دادگاه كيفري بين المللي كه مقرر نموده: «متهم مجبور به اداي شهادت و يا اعتراف به مجرميت نيست و مي تواند سكوت اختيار كند بدون اينكه سكوت وي به منزله اعتراف و يا انكار تلقي شود» موكد اين امر است.


LinkBack URL
About LinkBacks

پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)